بیرحمانهترین فیلم کالت علمی تخیلی، 28 سال بعد هنوز طرفدارها رو بیدار نگه میداره

دهه 1990 دوران جالبی برای ژانر علمی تخیلی بود، با چرخشی بین داستانهای موفق شاهکار مثل پارک ژوراسیک و گوهرهای پنهانی مثل افق رویداد (Event Horizon). از یه سال به سال بعد، استودیوها مطمئن نبودن که این ژانر سودهای کلان به دست میاره یا مثل فیلمهایی مثل کره (Sphere) و واترورلد تو گیشه شکست میخوره.
دهه 1990 دوران جالبی برای ژانر علمی تخیلی بود، با چرخشی بین داستانهای موفق شاهکار مثل پارک ژوراسیک و گوهرهای پنهانی مثل افق رویداد (Event Horizon). از یه سال به سال بعد، استودیوها مطمئن نبودن که این ژانر سودهای کلان به دست میاره یا مثل فیلمهایی مثل کره (Sphere) و واترورلد تو گیشه شکست میخوره. با این حال، تو سال 1997، پل دبلیو.اس. اندرسون، کارگردان، بیرحمانهترین فیلم اون دهه رو به مخاطبان داد.
سینما تو دهه 90 با بیثباتی زیادی روبرو بود، به طوری که ژانر وحشت از یه نقطه خیلی پایین به اوج رسید، در حالی که علمی تخیلی برای پیدا کردن جایگاهش تلاش میکرد. مهمتر از همه، این دهه شاهد موجی از تولیدات کوچکتر و فرانچایزهای کاملاً جدید بود که بعضی از اونها هنوز هم قوی هستن. برای کسایی که عاشق تقاطع وحشت و علمی تخیلی هستن، پل دبلیو.اس. اندرسون یه فیلم کالت واقعی رو تو افق رویداد سال 1997 به اونها داد. بعد از بیست و هشت سال، ژانر وحشت کیهانی (Cosmic Horror) فیلمهای کمی رو دیده که به وحشت مطلق این شاهکار فضای عمیق نزدیک بشن.
افق رویداد اوج وحشت کیهانیه
تو سال 1997، پل دبلیو.اس. اندرسون، افق رویداد رو ساخت، یه فیلم علمی تخیلی ترسناک که حول یه فضاپیمای گمشده به اسم افق رویداد میگرده. این کشتی که هفت سال قبل بعد از استفاده از موتور آزمایشی گرانشیاش ناپدید شده بود، تو مدار نپتون کشف میشه. داستان روی خدمه کشتی لوئیس و کلارک، یه کشتی نجات به فرماندهی میلر، تمرکز داره که طراح کشتی گمشده، دکتر ویر، هم جزو مسافرهاش هست.
از لحظهای که خدمه لوئیس و کلارک وارد افق رویداد میشن، میفهمن یه چیزی اشتباهه، که با کشف وحشتناک عواقب یه حمام خون شروع میشه. با پیدا کردن آخرین نوار ضبطشدهای که کاپیتان کشتی از خودش به جا گذاشته، پر از جیغ و فریاد و صحبت به زبان لاتین، اوضاع از اونجا به بعد فقط ناخوشایندتر میشه. هر چی خدمه بیشتر تو کشتی میگردن، شروع به شنیدن صداها و حتی دیدن توهماتی از آدمهای مرده گذشته خودشون میکنن.
وقتی یکی از خدمه، جاستین، تو درایو گرانشی کشتی مکیده میشه و تو حالت کما بیرون میاد، اوضاع رسماً از بد به بدتر تغییر میکنه. وقتی به هوش میاد، که انگار توسط چیزی تسخیر شده، سعی میکنه خودکشی کنه، و این اولین سکانس واقعاً بیرحمانه فیلم رو به وجود میاره. تو تلاش برای فهمیدن اینکه چه اتفاقی برای کشتی افتاده، میلر و ویر متوجه میشن که این کشتی تو این هفت سال هر جا که بوده، به طور برگشتناپذیری تبدیل به یه موجود بدخواه شده.
با وجود دنباله جدیدی که تو راهه، طرفداران وحشت میتونن انتظار سطح کاملاً جدیدی از ترس رو از داستان افق رویداد داشته باشن، که این بار تو قالب کتاب کمیک روایت میشه.
افق رویداد یه نگاه اجمالی دلهرهآور به جهنم به بینندهها داد
افق رویداد با الهام گرفتن از فرانچایز هلریزر (Hellraiser) اثر کلایو بارکر، با دادن یه نگاه کوتاه به جهنم، مخاطبش رو میترسونه. اینجا، ایده جهنم یه قلمرو کتاب مقدس از آتش و گوگرد نیست، بلکه یه بُعد دیگه است، بُعدی که با تحمیل درد و شکنجه به کسانی که واردش میشن، پیش میره. مخاطب هرگز یه چشمانداز طولانی از این رو نمیبینه، در عوض یه ترکیب وحشتناک از چیزی که در انتظارشونه رو از طریق ذهن ویر نشون داده میشه. فیلم با پنهان کردن مقیاس کامل “جهنم” واقعاً ترسناک میشه و مخاطبش رو مجبور میکنه بدترین سرنوشتهای ممکن رو برای شخصیتهایی مثل میلر تصور کنه.
این فیلم تو افشای اینکه شرور یه موجود یا بیگانه نیست، بلکه خود کشتی هست، یه کلیشه اصلی وحشت رو شکست. بُعد جهنمی که به اون فرستاده شد، اونقدر تاریک، شکنجهآور و شیطانی بود که کشتی رو به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل کرد و اون رو به عنوان یه موجود شیطانی به سیستم خورشیدی برگردوند. وقتی خدمه جدیدی برای وحشتزده کردن پیدا میکنه، فقط تکهای از عذابی رو که در انتظارشونه، آزاد میکنه، و همین کافیه تا بینندهها سالها بعد از تماشای فیلم شبها بیدار بمونن.
سم نیل که بلافاصله بعد از فیلمهایی مثل پارک ژوراسیک و در کام جنون (In the Mouth of Madness) تو اوج بود، تو نقش ویر تجسمی از شرارت رو به کشتی میده. به محض اینکه کشتی اون رو تو چنگال خودش میگیره، از دانشمند آروم به موجودی از کابوسها تبدیل میشه و حس میکنه میتونه کنار پینهد و جنوبیتها (Cenobites) بایسته. با جملاتی مثل “جایی که میریم، نیازی به چشم برای دیدن نخواهیم داشت”، اون هم خدمه و هم مخاطب رو میترسونه و اونها رو با دنیایی تهدید میکنه که توش چیزی جز درد نخواهند شناخت.
همونطور که تو هر فیلم وحشت کیهانی قوی دیگهای هست، این فیلم با بدترین ترسها و کابوسهای مخاطبانش بازی میکنه. مدتها بعد از اینکه تماشای فیلم تموم میشه، اونها نمیتونن از فکر اینکه پاسخ فیلم به جهنم باید چطور باشه، که انعکاسی از اضطرابهای خودشون هست، بیدار نمونن.
دلهرهآورترین جنبه افق رویداد هرگز نشون داده نشد
تو این سالها بعد از انتشار، افق رویداد یه زندگی جدیدی رو فراتر از خود داستان پیدا کرده. وقتی ساخته شد، دخالت استودیو باعث شد که داستان کوچکتر بشه و بخش زیادی از دلخراشترین صحنهها حذف بشه. این صحنههای گمشده هستن که باعث شدن سطح کاملاً جدیدی از قدردانی بین طرفداران وحشت و علمی تخیلی به وجود بیاد و اونها رو مشتاق دیدن جزئیات بیشتر کنن. این سکانس به اصطلاح “عیش خون”، که تو نسخهای ویرایششده تو فیلم دیده میشه، یکی از وحشتناکترین صحنههای کل اون دهه رو نشون میده.
ژانر وحشت کیهانی از زمان اولین آثار اچ. پی. لاوکرفت، یه گوشه ارزشمند تو داستانها بوده، حتی اگه همیشه تو گیشه مورد توجه قرار نگیره. در مورد افق رویداد، پل دبلیو.اس. اندرسون یه کالت کلاسیک بیرحمانه رو به طرفداران علمی تخیلی داد، و این فیلم از زمان انتشارش تو سال 1997 مردم رو ترسونده و بیدار نگه داشته.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0